|
در اوج آرزوهای محال و خيال های واهی؛ ستاره ای را ديدم که روز روشنايی را از او می گرفت.... تنهایی رو دوست دارم اخه فقط خودتی و خودت...پری قصه نداری .. کسی نیست که بهش فکر کنی و بگی نکنه الان با کسی دیگه باشه.. نکنه من واسش مهم نباشم..نکنه دنبال بهونست تا از من جدا شه... تنهایی رو دوست دارم واسه اینکه: ترس جدایی و غم از دست دادن نداره و کسی رو داری که می دونی حتی موقع مرگ هم کنارته... و از همه مهم تر اینکه: تو زندگیم یاد گرفتم که عاقبت عاشق شدن تنهایست... shadi دلم تنگ است دلم اندازه حجم قفس تنگ است سکوت از کوچه لبریز است صدایم خیس و بارانیست نمیدانم چرا در قلب من پاییز طولانی ست Shadi اگه دستام خالي باشه وقتي باشم عاشق تو غير دل چيزي ندارم كه بدونم لايق تو دلم واز مال دنيا به تو هديه داده بودم با تموم بي پناهي به تو تكيه داده بودم هر بلايي سرم اومد همكه زجري كه كشيدم همه رو به جون خريدم ولي از تو نبريدم هر جا بودم با تو بودم هر جا رفتم تو رو ديدم تو سراب آرزوها همه جا به تو رسيدم اگه احساسم وكشتي اگه از ياد منو بردي اگه رفتي بي تفاوت به غريبه سر سپردي بدون اينو كه دله من شده جادو به طلسمت يكي هست اين ور دنيا كه تو يادش مونده اسمت Shadi سکوت
از سکوت خسته ام.... سکوت دردیست در ذهن پر تلاطمم از دیوارها خسته ام... دیوارها زندان جسم اند از تکرار ثانیه ها خسته ام ار گذر پوچ زمان.... کمکم کن.....
روي سكوي كنار پنجره همه شب جاي منه چند ورق كاغذ ويك دونه قلم هميشه يار منه كاغذاي خط خطي از كنار در باز پنجره ميپرن توي كوچه سرو حال از اينكه آزاد شدن Shadi
نظر یادتون نره دوستان
|
About![]()
امید وارم از وبلاگم خوشتون بیاد
Home
|